تبلیغات
نیوشا خانومی - یک خاطره شیرین
ز هر سو کوشا بباید شدن زدانش نیوشا بباید شدن
نیوشا خانومی
سه شنبه 30 شهریور 1389 :: نویسنده : مامی خانووووم
چند وقت پیش وقتی تازه زغال اخته نوبرانه اومده بود پدر خانواده از این نوبرانه خریداری کرده بودند.
 نیوشا با دیدنش زود پرسید این چیه ؟ بابارضا بهش گفت زغال اخته .
بچه طفلک انگار هنگ کرد این لغت رو تکرار نکرد و اصلا طرفش هم نیومد .
بعد رو به انگورای روی میوه ها کرد و گفت : مامان انگور اخته می خوام ...




نوع مطلب : شیرین کاریهای نیوشا خانووومی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 22:02
Hello, Neat post. There is an issue together with your website in web explorer, might check
this? IE still is the market leader and a big portion of people will leave out your magnificent writing due to this problem.
شنبه 14 مرداد 1396 09:20
I was recommended this website by my cousin. I am not sure whether this
post is written by him as no one else know such detailed
about my trouble. You are wonderful! Thanks!
یکشنبه 27 فروردین 1396 21:09
Hello mates, its great paragraph concerning tutoringand entirely defined, keep it up all the
time.
سه شنبه 15 آذر 1390 21:38
نازی ماشا الله
چهارشنبه 31 شهریور 1389 11:27
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام من نیوشا هستم. 18 آبان 87 به دنیا آمدم .قرار بود مامی از روز اول که بدنیا اومدم برام وبلاگ درست کنه , ولی من اینقدر اذیتش کردم و وقتش رو گرفتم که نتونسته .حالا بهش قول دادم خانووووم بشم تا بتونه خاطرات و کارهای با مززززززززززه منو بنویسه .قول دادمااااا!!!!
راستی اون شعری هم که بالای صفحه می بینید انتخاب باباجونمه , از روی همین شعر اسم منو انتخاب کرده .

مدیر وبلاگ : مامی خانووووم
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد این وبلاگ چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :