تبلیغات
نیوشا خانومی - اولین حضور اجتماعی
ز هر سو کوشا بباید شدن زدانش نیوشا بباید شدن
نیوشا خانومی
جمعه 17 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : مامی خانووووم

امروز صبح نیوشا خانوومی همراه با پدر و مادر گلش () به نمایشگاه کتاب رفت .ساعت 9  صبح راه افتادیم و حدود 10 بعد از کلی گشت و گذار و پیدا کردن جای پارک و پیاده روی خلاصه به نمایشگاه رسیدیم.خوب البته ما کالسکه خانووم خانووما رو هم برده بودیم و همه چیز خوب بود .نیوشا تو کالسکه اش بود و دم در هم یک بادکنک تبلیغاتی به دست دختر ما دادن که تا عصری به دست داشت و هی تبلیغ کرد و هی تبلیغ کرد (حالا من نمی گم چه شرکتی بود که تبلیغ نشه آخه نیست ما خیلی خواننده داریم ....)

وارد سالن اول که کتابهای فارسی و عمومی بود شدیم ولی ازدحام جمعیت آنقدر بود که من ترسیدم و نیوشا رو از تو کالسکه برداشتم و بغلش کردم و چون نمی تونستیم با اون وضع ادامه بدیم اومدیم بیرون !  و یکی یکی رفتیم بازدید ( در وصف نمایشگاه کتاب که هرچی بگم کم گفتم ولی چون جاش اینجا نیست باشه تو وبلاگ خودم می نویسم )

بعد نزدیک ظهر رفتیم به طرف سالن سرگرمی های کودکان !! سرگرمی که چه عرض کنم چیزی نگم بهتره ولی خوب به نسبت اینکه اینجا ایرانه و ... بد نبود خلاصه  بعد از اینکه یک کمی نیوشا خانووم بازی و تفریح کردند آمدیم بیرون که ناهاری میل کنیم و نیوشا خانووم دیگه حاضر نشد به داخل کالسکه اش برگرده و داد و بیداد می کرد که من و کالسکه رو ول کنید که خودم راش ببرم .حالا تصور کنید توی اون شلوغی نیوشا با اون قد کوتاهش خودش کالسکه اش رو راه ببره عین بچه هایی که این چرخ دستی ها رو هل میدن خم شده بود و به زحمت کالسکه رو به جلو هل می داد  خلاصه فیلمی بود فقط جای یک کارگردان خالی بود .

z4itsycy2cc4e6s5u0f.jpgqlf0wivpnuy4djq6y3e.jpgghd5pvf68pe82i3tnxcr.jpg

 





نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 04:23
Hello there! This article couldn't be written any better!
Reading through this post reminds me of my previous roommate!
He continually kept preaching about this.
I am going to send this post to him. Fairly certain he will have a good
read. Thanks for sharing!
شنبه 11 شهریور 1396 19:26
Thanks for some other informative web site.
The place else could I get that kind of information written in such a perfect means?

I have a venture that I am simply now operating on, and I have been at the look out for such information.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام من نیوشا هستم. 18 آبان 87 به دنیا آمدم .قرار بود مامی از روز اول که بدنیا اومدم برام وبلاگ درست کنه , ولی من اینقدر اذیتش کردم و وقتش رو گرفتم که نتونسته .حالا بهش قول دادم خانووووم بشم تا بتونه خاطرات و کارهای با مززززززززززه منو بنویسه .قول دادمااااا!!!!
راستی اون شعری هم که بالای صفحه می بینید انتخاب باباجونمه , از روی همین شعر اسم منو انتخاب کرده .

مدیر وبلاگ : مامی خانووووم
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد این وبلاگ چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :