تبلیغات
نیوشا خانومی - رکوع و سجود
ز هر سو کوشا بباید شدن زدانش نیوشا بباید شدن
نیوشا خانومی
جمعه 10 اردیبهشت 1389 :: نویسنده : مامی خانووووم

چند وقتی هست که دختر خانووومی من مثل من و پدرش نماز می خونه ( البته خوب بیشتر مثل پدرش چون من یا وقتی خوابه نماز می خونم یا وقتی پدرش خونه هست و مواظبشه چون مهلت نمی ده و همه چیز رو بر می داره !! ) خیلی هم با مزه می خونه سرش رو می گیره بالا و لبهاشو تکون می ده و یه چیزهایی زمزمه می کنه و دایم ما رو نگاه می کنه و زیر لب می خنده ناقلا می دونه ما داریم از دیدنش لذت می بریم و کیف می کنیم ، حسابی خودشو لوس می کنه

ولی چند روزیست که که نماز رو بصورت کامل می خونه و رکوع و  سجده را هم انجام میده البته به سبک خودش  برای رکوع بجای دولا شدن روی دو تا پاهاش می شینه و بعد کامل روی زمین می خوابه و سرش رو می زاره روی مهر به جای سجده  و بعد دوباره از جاش بلند می شه و مثلا می ره رکعت دوم و  در حین نماز خوندن هم اصلا جواب نمی ده !!!

 





نوع مطلب : شیرین کاریهای نیوشا خانووومی، خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ


سلام من نیوشا هستم. 18 آبان 87 به دنیا آمدم .قرار بود مامی از روز اول که بدنیا اومدم برام وبلاگ درست کنه , ولی من اینقدر اذیتش کردم و وقتش رو گرفتم که نتونسته .حالا بهش قول دادم خانووووم بشم تا بتونه خاطرات و کارهای با مززززززززززه منو بنویسه .قول دادمااااا!!!!
راستی اون شعری هم که بالای صفحه می بینید انتخاب باباجونمه , از روی همین شعر اسم منو انتخاب کرده .

مدیر وبلاگ : مامی خانووووم
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد این وبلاگ چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :