تبلیغات
نیوشا خانومی - جوجو جان برو دنبال کار و زندگی خودت !!!
ز هر سو کوشا بباید شدن زدانش نیوشا بباید شدن
نیوشا خانومی
چهارشنبه 18 فروردین 1389 :: نویسنده : مامی خانووووم

چشمتون روز بد نبینه یک وقت دیدم نیوشا خانووم رو زمین اشپزخونه نشسته و داره جیغ می زنه می گه " جوجو جوجورفتم پیشش و هرچی نگاه کردم چیزی ندیدم فکر کردم شاید مورچه ای دیده و هیجان زده شده داد می زنه  گفتم :"جوجو بود عزیزم ..." دیدم نخیر موضوع وخیم تر از این حرفهاست شروع به گریه کرد و هی دستشون نشون می داد   گفت :" بیشور بیشور " (یعنی بشور!! )

خلاصه پس از کلی گیج شدن  تحقیق و تفحص مبسوطی انجام دادم و متوجه  شدم که یک مورچه فسقلی روی دست خانووم خانووماست و یدش اومده .با مهر و محبت مورچه خانووم رو از روی دست گل دختر برداشتم و راهی خونه اش کردیم و کلی باهاش حرف زدیم و بای بای کردیم ،  دست نیوشا خانووم رو هم شستم و آرومش کردم و خلاصه .....

اما تا شب هرکس رو می دید بغض می کرد و با ناراحتی فراوان دوباره ماجرا رو تعریف می کرد و در این میان برای پدرش با آه و فغان بیشتری تعریف کرد که خوب البته بنده بعنوان مفسر و مترجم حضور داشتم و از تشویش اذهان عمومی جلوگیری می کردم چون کسی نمی دونست فکر می کرد چه بلایی سر این بچه اومده که اینطور گریه می کنه !!!

 





نوع مطلب : شیرین کاریهای نیوشا خانووومی، خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 28 شهریور 1396 04:35
Good blog you've got here.. It's hard to find good quality writing
like yours nowadays. I really appreciate people like you!
Take care!!
شنبه 11 شهریور 1396 20:22
You have made some good points there. I looked on the web for
additional information about the issue and found most people will go along with
your views on this website.
جمعه 25 فروردین 1396 09:52
It's not my first time to pay a quick visit this site, i am browsing this website
dailly and obtain fastidious information from here daily.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام من نیوشا هستم. 18 آبان 87 به دنیا آمدم .قرار بود مامی از روز اول که بدنیا اومدم برام وبلاگ درست کنه , ولی من اینقدر اذیتش کردم و وقتش رو گرفتم که نتونسته .حالا بهش قول دادم خانووووم بشم تا بتونه خاطرات و کارهای با مززززززززززه منو بنویسه .قول دادمااااا!!!!
راستی اون شعری هم که بالای صفحه می بینید انتخاب باباجونمه , از روی همین شعر اسم منو انتخاب کرده .

مدیر وبلاگ : مامی خانووووم
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد این وبلاگ چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :