تبلیغات
نیوشا خانومی - خودکفایی در سرسره بازی
ز هر سو کوشا بباید شدن زدانش نیوشا بباید شدن
نیوشا خانومی
چهارشنبه 18 فروردین 1389 :: نویسنده : مامی خانووووم

خوب حالا دختر کوچولوی من 15 ماهشه و در این سن بالاخره تونست خودش بدون کمک من از پله های سرسره بالا بره و لیز بخوره بیاد پائین  البته خوب من هنوز هم خیلی هواشو دارم و مواظبش هستم ولی خودش هم می تونه این کار رو بدون کمک من بکنه .جالب ترین قسمتش اینه که از پله بالارفتن رو بیشتر از سر خوردنش دوست داره !!!این هم سند حرفهام ......>

و استراحتی کوتاه بعد از یک بازی طولانی





نوع مطلب : خاطرات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 شهریور 1396 02:51
Wow! In the end I got a weblog from where I be capable of in fact get useful information concerning my study and knowledge.
شنبه 11 شهریور 1396 21:22
I have been surfing online more than 4 hours today,
yet I never found any interesting article like yours. It is pretty worth enough for
me. In my opinion, if all web owners and bloggers made good content
as you did, the web will be much more useful than ever before.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


سلام من نیوشا هستم. 18 آبان 87 به دنیا آمدم .قرار بود مامی از روز اول که بدنیا اومدم برام وبلاگ درست کنه , ولی من اینقدر اذیتش کردم و وقتش رو گرفتم که نتونسته .حالا بهش قول دادم خانووووم بشم تا بتونه خاطرات و کارهای با مززززززززززه منو بنویسه .قول دادمااااا!!!!
راستی اون شعری هم که بالای صفحه می بینید انتخاب باباجونمه , از روی همین شعر اسم منو انتخاب کرده .

مدیر وبلاگ : مامی خانووووم
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد این وبلاگ چیه؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :